در اتاقی با دیوار های سفید و خاکستری
سر یک میز از جنس درخت گردو که آن سرش ناپیداست نشسته باشی
یادت نرود آهنگ " کنارم هستی و بازم...." هم در فضای اتاق به گوش میرسد
روبرویت روی میز فنجانی قهوه ی تلخ باشد
و تو سر مست از این که همه چیز تا این حد خوب است لاجرعه قهوه را سربکشی
طوری که تلخی قهوه تلخی زندگی ات را با خود بشوید و ببرد
آن وقت است که سرشار میشوی از آن حس خوب و خواستنی آرامش ....
ودیگر هیچ.....
*بودنت حس خوبیست، آرامش دارد، آرامش می دهد!